من خوشخیال را باش که پی نبرده بودمکه از ابتدا در عشق تو شکستخورده بودمحسرت بهدل که ایکاش دمی کویر لب رابه کرانه سراب لب تو فشردهبودمنه نمیشود فراموش کنم تورا که روزیمحرم به رازهای دل خود شمرده بودماز داغ عشق تو سوختم آنچنان که باورنکند کسی که پیش از تو یخی فسرده بودم همه روزهای عمرم بهخدا قسم تلف شدبجز آن زمان که چندی بهتو دلسپردهبودمچه بجاست آنکه جانم کنمت خطاب، جانمکه اگر که تو نبودی چه بسا که مرده بودم
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
تاريخ: سه
شنبه
14 آذر
1402 ساعت: 17:06